گزارشی از اکران فیلم کوچ در سینما تماشا شهر کرمان؛
“کوچ” روایتی از بزرگشدن، ریشهها و پرسشی درباره تصویر کرمان

پایگاه خبری سرمه بیداری- مطهره کریمی، فیلم محمد اسفندیاری با تهیهکنندگی مهدی مطهر در سال ۱۴۰۴ تولید شده و تلاشی است برای بازنمایی سالهایی که شخصیت حاج قاسم در آن شکل گرفت زمانی که قاسم نوجوان بهجای فرماندهی درگیر تلاش برای نجات خانواده، آبروداری و عبور از سختیهاست.
روایت فیلم از جایی آغاز میشود که مش حسن پدر خانواده بهدلیل بدهی ناشی از سیل در زندان است و قاسم نوجوان برای جبران وام پدر همراه دوستانش عازم شهر میشود.
شعار فیلم گاهی برای بزرگ شدن باید کوچ کرد، نشان میدهد که کوچ در اینجا نهفقط حرکتی مکانی بلکه استعارهای از دگرگونی درونی است از بلوغ مسئولیتپذیری و تبدیل رنج به رشد است.
تصویر کرمان نقطه حساس نقد
شروع فیلم با نماهای روستایی، طبیعت بکر و صمیمیت زندگی عشایری یکی از زیباترین بخشهای آن است و مخاطب را با لایهای از صداقت و سادگی روبهرو میکند اما در ادامه ورود شخصیتهای کاملا تخیلی مثل صمد و خط فرعی مرتبط با پخش مواد مخدر مسیر روایت را از زمینه اصلی خود منحرف میسازد.
این انتخاب روایی از نظر برخی از تماشاگران، نوعی آسیب محسوب میشد زیرا تصویری نادرست از اقلیم و مردم منطقه ارائه میدهد در حالیکه بخش اعظم فرهنگ کرمان بر کار، قناعت و اخلاق جمعی استوار است.
در واقع بخش مواد مخدر رابطه نمادین میان کوچ و رشد را نیز تضعیف میکند اگر قرار بود فیلم بر مفهوم هجرت بهسوی تعالی بماند این خط داستانی بیشتر به حاشیه رفتن پیام اصلی انجامیده است.
وقتی فیلم تمام میشود گفتوگو ادامه دارد
حمیدرضا قدکچیان، بازیگر و هنرمند باسابقه پس از اکران در حاشیه گفتوگویی صادقانه و زنده فیلم را اثری شریف توصیف کرد: کوچ فیلم شرافتمندانهای است، فیلمی که به بهانه حاج قاسم به ریشهها میپردازد سنتها، عشایر، مهاجرت و خود مفهوم کوچ، کوچ یعنی هجرت و هجرت مساوی است با تمدن.
از نگاه قدکچیان سینما زمانی معنا دارد که تصویر حرف بزند، نه دیالوگ. در کوچ تصویر کار خودش را میکند فیلمبرداری اهمیت دارد و این موضوع رعایت شده است.
او از بازی کودکان و نوجوانان هم با تحسین یاد کرد و آن را متناسب با فضای بومی فیلم دانست.
اما بخش مهمتر اشاره او به تجربه خود در تلاش برای ساخت اثری درباره حاج قاسم در کرمان بود و گفت: ما خودمان آمدیم کرمان که فیلم حاج قاسم را بسازیم حتی تصمیم داشتیم این پروژه را در قالب سریال تلویزیونی پیش ببریم اما همکاری لازم شکل نگرفت.
قدکچیان از همکاری مقطعی نهادهایی چون فرهنگ و ارشاد اسلامی، سپاه، استاندار و خانم زینب سلیمانی یاد میکند و میگوید هنوز ظرفیت اصلی کرمان برای چنین آثاری بالفعل نشده است با این حال او ناامید نیست و می گوید: من یقین دارم این اتفاق میافتد شاید دیر، اما حتما میشود تنور هنوز داغ است.
در حقیقت سخنان او میتواند پاسخی غیرمستقیم به همان نقد کرمانیها باشد، اینکه برای ترسیم درست چهره واقعی کرمان باید میدان را به خود هنرمندان این سرزمین سپرد.
نوجوانی بهمثابه مکتب
ابوالفضل نگینی، بازیگر نقش نوجوانی سردار سلیمانی نگاه متفاوتی به تجربه بازی خود دارد: بهنظر من حتی خواندن صد کتاب هم شاید بهاندازه درسهایی که از مسیری که شما طی کردید بهدست میآید اثرگذار نباشد.
او مهمترین درسی را که از این مسیر گرفته چنین خلاصه میکند: تلاش بیپایان و دستنکشیدن از کار و هدف.
در این نگاه، “کوچ” نه درباره یک فرمانده نظامی بلکه درباره نوجوانی است که پایههای شخصیت خود را با کار، ایمان و مقاومت میسازد همان نکتهای که میتواند برای نسل امروز الهامبخش باشد و نشان دهد بزرگی از رفتار روزمره آغاز میشود نه از صحنه نبرد.
فیلم “کوچ” در مجموع گامی پیشرو در روایت زندگی شهید سلیمانی به شمار میآید و با پرهیز از کلیشه حماسی، به جنبه انسانی و تربیتی او نزدیک میشود. اما برای کامل شدن این مسیر ضروری است که روایتهای بعدی از چنین چهرههایی، چهره شهر و مردم آن را نیز درستتر بشناسند.
کرمان سرزمین استقامت، شایسته است آنگونه به تصویر کشیده شود که ظرفیت فرهنگی و تاریخیاش اقتضا میکند. نه در سایه تصویر آسیب، در نهایت “کوچ” هم آغاز راه است و هم تذکر: برای رسیدن به تصویر حقیقت باید روایت را از دل مردم هر سرزمین شنید.
برچسب ها :اکران فیلم کوچ ، جشنواره فیلم فجر ، سرزمین استقامت ، کودکی و نوجوانی شهید سلیمانی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0