کد خبر : 4932
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۹:۱۴

غروب خورشید ولایت؛ طلوعی که خاموش نخواهد شد

غروب خورشید ولایت؛ طلوعی که خاموش نخواهد شد
امام خامنه ای رفت، صدای آرام و استوارش هنوز در گوش ملتی می‌پیچد که با دست‌های پینه‌بسته و دل‌هایی خونین، راه فردا را از میان تاریکی باز می‌کنند. شهادتش نه پایان، که تولد موجی تازه از بیداری و ایمان است.

پایگاه خبری سرمه بیداری، مریم سادات بهادر _ سال‌ها قامت استوارش، ستون خیمه‌ی صبر و بصیرت این ملت بود. با نگاهی که عمقش امید می‌زایید و با گامی که لرزه بر پیکر دشمن می‌انداخت، وطن را از گردنه‌های فتنه و غربت عبور داد.

او مردی بود که خسته نشد، حتی وقتی زخم‌ها بر جانش نشستند؛ مردی که به جای تاج، غبار محراب بر سر نهاد و به‌جای تخت، سجاده‌ی خونِ شهیدان را بر دوش گرفت.

از روزهای آتش و خشم، تا لحظه‌های آرام دعا، نام او تکیه‌گاه مردم بود. فریاد مظلومان جهان را شنید، بی‌آنکه مرز برایش معنایی داشته باشد.

فلسطین را از دور در آغوش گرفت، یمن را از خاکستر بلند کرد، روح جوان مؤمن ایرانی را از خاک استیلای دشمنان شست‌وشو داد و با نَفَس خویش در کالبد امت جان تازه دمید.

او نه فقط رهبر که پدر بود؛ پدری برای نسلی که در طوفان تحقیر و تحریم، با لبخندش امید دوباره یافت. هر واژه‌اش، چون خون تازه‌ای در رگ‌های وطن دوید و هر نگاهش، چون چراغی در شب‌های سردِ بی‌باوری سوخت.

حرف آخر …

و امروز، اگرچه روح او پیش خداست، اما راهش از دل‌ها آغاز شده است.

این خون، بی‌ثمر نخواهد ماند؛ از دل اشک‌ها، سربازانی برمی‌خیزند که با یاد او تا آخرین نفس خواهند ایستاد.

شهادتش نه خاموشی که بعثتی دوباره است، بعثتی به‌سوی وعده‌ی نهایی، تا خورشید ظهور از پس پرده بدرخشد و پرچم انقلاب در دست فرزندان او بر قله‌ی عدالت افراشته شود.

«اللهم عجل لولیک الفرج»

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.