کرمان امروز با اشکهایش رودخانهای از غیرت ساخت، جایی که خون شهدا، کویر تشنهاش را سیراب کرد و فریاد زد که هر قطره خون، بهای آزادیست و هر شهید، ضامنِ پیروزی اینک دشمن بداند هر بذری که از خون این لالهها روییده خاری در گلویش خواهد بود.؛
کرمان امروز، صحنهای از حماسه بود؛ لالههای خونین، بر دوش مردم رژه رفتند و دشمن را به لرزه درآوردند. هر قطره خون، آتشی شد که در دلهای آزادگان زبانه میکشد و انتقام را فریاد میزند.؛
شفقِ خونینِ انتقام، دو روز بر بامِ آزادی کرمان درخشید و اینک میدان کوثر میزبان فریادهایست که از دلِ زخمهای مردم کرمان برمی خیزد و تا ظهور عدالت الهی و محو لکههای ننگ از پرچمِ عزت، ادامه می یابد.؛
امام خامنه ای رفت، صدای آرام و استوارش هنوز در گوش ملتی میپیچد که با دستهای پینهبسته و دلهایی خونین، راه فردا را از میان تاریکی باز میکنند. شهادتش نه پایان، که تولد موجی تازه از بیداری و ایمان است.؛
مسئله امروز مدیریت استان، صرفاً اجرای پروژهها یا بیان برنامهها نیست، چالش اصلی تبدیل گفتوگو به نتیجهای است که جامعه آن را لمس کند. کافه گفتگو استانداری کرمان هر چند در آغاز راه است اما میتواند زمینهساز چنین مسیری در حکمرانی استان باشد.؛
ساعت ۹ شب ۲۲ بهمن ماه ۱۴۰۴ بود کرمان در تاریکی نفس حبس میکرد تا فریاد «اللهاکبر» از حافظه کوچهها و بلندی پشتبامها برخیزد. این صدا، طنین چهل و هفت سالهٔ ایستادگی بود.؛